|
طليعه دانش
|
||
مقدمه:
مقدمه:
«هو الذی بعث فی الا میین رسولا منهم یتلو علیهم
آیاته و یزکیهم ویعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانو من
قبل لفی ضلال مبین »(سوره جمعه،آیه2)
او کسی است که در میان مردم عامی پیغمبری از
خودشان برانگیخت تا آیات و نشانه های او را
برایشان بخواند و تربیت و اصلاحشان نماید و کتاب و
حکمت تعلیمشان دهد. اگرچه قبلا در گمراهی آشکار
به سر می برده اند.
در کتاب بعثت و ایدئولوژی بازرگان می گوید که به نظر نمی آید بعثت و ایدئولوژی ارتباطی باهم داشته باشند. از جهت زمان تکوین نیز چهارده قرن باهم فاصله دارند. البته منظور ما از کلمه ایدئولوژی همان معنای متداول در میان احزاب و روشنفکران است. یعنی مجموعه معتقدات یا مکتب فلسفی ونظری که از طرف شخص و جمعیتی به عنوان محور و مبنای فکری برای هدفگیری حزبی و سیاسی و وسیله ارزیابی برای تعیین راه و روش اجتماعی و مبارزه ای اتخاذ شده باشد و ملاک و معیار نظریات و اقدامات آن شخص و جمعیت گردد. بر این اساس و با توجه به اینکه منظور از بعثت و رسالت پیغمبران دادن یک مبنای عقیدتی و فکری به دست بشر و تعیین راه و روش زندگی است ممکن است رابطه ای مابین بعثت و ایدئولوژی ظاهر شود. ایدئولوژی قدیم غریزی و کلی بوده است و در حالت اجمالی خود به طور خود کار عمل می نموده است تا آنکه در طی قرون متمادی و در نزد اقوام و ملل مختلف، ایدئولوژی رفته رفته معلوم و مستثمر شده و در منطق و مفهوم امروزی اختصاص به فلسفه سیاسی و معیار فکری که حاکم بر افکار و اعمال اجتماعی می باشد پیدا کرده است.
انسان به طور کلی در جهت استثمار و اختیار و انتخاب پیش می رود و می خواهد شخصا از روی آگاهی و آزادی روش خود را اتخاذ نماید. اطلاع و بررسی تلاش هایی که افراد و اقوام مختلف مخصوصا غربی ها در قرون جدید و معاصر، در این راه کرده اند می تواند منبع سرشاری برای معرفت و عبرت ما باشد.( بعثت و ایدئولوژی مقدمه)
بازرگان همانند بسیاری از اندیشمندان و کارگزاران سیاسی بحث های زیادی را در زمینه های مختلف اندیشه سیاسی ارائه داد و تلاش کرد این مفاهیم را همراه کند و خط سیاسی تفکر دینی را مشخص نماید. برای پرداختن به مبانی شخص بازرگان چند اصل از اصول ایدئولوژی او را شرح می دهیم تا بتوانیم شمای کلی از شخصیت او ارائه دهیم.
|
|