تبليغاتX
طليعه دانش
 
طليعه دانش
 
 
 

مقدمه:

ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي وفرهنگي جهان دستخوش تغييرات جدي شده اند. همانگونه که مناسبات اقتصادي به سمت تحرک بيشتر وحجم کمتر ميل کرده اند، نمادها والگوهاي فرهنگي نيز درفضاي مجازي ناشي از تبادل اطلاعات درجريان تغيير مداوم هستند. به مدد انتقال اطلاعات ما دريک جامعه شبکه اي به سر مي بريم که ديناميسم دروني آن دائم درحال شکل دادن ساختارهاي نوين اجتماعي وسياسي است. آلن تورن با درک اين شرايط اعلام کرد که عصر انقلاب هاي عظيم گذشته است و تغييرات اجتماعي اينک بربستر جنبش هاي اجتماعي رخ مي دهند.به نظر فارو جنبش هاي اجتماعي امروز را بايد براساس سوال يا سوال هاي فرهنگي اي شناخت که براي زندگي فردي يا جمعي اهميت پيدا مي کنند. جنبش هاي اجتماعي يک پديده جمعي مانند اعتراض يک حزب سياسي نيست، چون يک حزب درصورت تضعيف انسجام و سازمان يافتگي ازهم پاشيده ومنحل مي شود. اما يک جنبش اجتماعي توانايي آن را دارد که درصورت از دست دادن انسجام سازماني دوباره ودوباره خود را تجديد سازمان کند. جنبش هاي اجتماعي را نمي توان همانند اعتراضات کارگري که به وسيله احزاب مسلط در دهه هاي اول قرن بيستم در اروپا سازمان دهي مي شدند، در نظر گرفت. اما اکنون شاهد اعتراضاتي هستيم که نه تنها از ظرفيت سياسي که ازظرفيت تشکيلاتي مشخص برخوردار نيستند، اما به سادگي به يک پديده جمعي تبديل شده واز توانايي بسيج  برخوردار گشته اند. جنبش هاي اجتماعي نوين خواهان تغيير بخش يا حوزه اي از مناسبات اجتماعي يا فرهنگي در روابط روزمره ودر روال معمول زندگي اجتماعي مي باشند، نه دگرگوني ساختارهاي سياسي و تغيير موازنه هاي قدرت. دريک نگاه کلي، جنبش هاي اجتماعي از جمله پديده هايي هستند که ارزش ها ومنافع و ايده ها را در جامعه دستخوش دگرگوني مي کنند. اين جنبش ها از دهه هاي آخر قرن بيستم موجب تغييرات بزرگي در جوامع و به ويژه جوامع توسعه يافته شدند. عامل اين تغييرات، سازمان ها وقدرت هاي تشکل يافته سياسي نيستند، بلکه انسان هاي آگاه يا کنشگراني هستند که درپي کسب حقوق انساني از دست رفته خود مي باشند وقادرند انديشه هاي خود را در جامعه گسترش بدهند. در يک جنبش اجتماعي، کنشگر اجتماعي مي تواند کنش اجتماعي فراگيري را جهت شناساندن  وپيروز گرانيدن ايده ها  ومنافع وارزش هاي معيني در جامعه ايجاد کند. يک جنبش اجتماعي هرگز سعي دربه دست گرفتن قدرت از طريق انقلاب و کنش هاي نظامي  سازمان يافته ندارد، بلکه انديشه فراگيري است که براي آزادي انسانيت انسان در قالب کنش اجتماعي به فعل درآمده است. بنابراين جنبش اجتماعي حاصل اراده اي جمعي است که برسراداره  جامعه مي ستيزد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 21:3  توسط سجاد معین فر  | 

مقدمه:

«هو الذی بعث فی الا میین رسولا منهم یتلو علیهم

آیاته و یزکیهم ویعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانو من

 قبل لفی ضلال مبین »(سوره جمعه،آیه2)

 

او کسی است که در میان مردم عامی پیغمبری از

خودشان برانگیخت تا آیات و نشانه های او را

برایشان بخواند و تربیت و اصلاحشان نماید و کتاب و

 حکمت تعلیمشان دهد. اگرچه قبلا در گمراهی آشکار

 به سر می برده اند.

 

در کتاب بعثت و ایدئولوژی بازرگان می گوید که به نظر نمی آید بعثت و ایدئولوژی ارتباطی باهم داشته باشند. از جهت زمان تکوین نیز چهارده قرن باهم فاصله دارند. البته منظور ما از کلمه ایدئولوژی همان معنای متداول در میان احزاب و روشنفکران است. یعنی مجموعه معتقدات یا مکتب فلسفی ونظری که از طرف شخص و جمعیتی به عنوان محور و مبنای فکری برای هدفگیری حزبی و سیاسی و وسیله ارزیابی برای تعیین راه و روش اجتماعی و مبارزه ای اتخاذ شده باشد و ملاک و معیار نظریات و اقدامات آن شخص و جمعیت گردد. بر این اساس و با توجه به اینکه منظور از بعثت و رسالت پیغمبران دادن یک مبنای عقیدتی و فکری به دست بشر و تعیین راه و روش زندگی است ممکن است رابطه ای مابین بعثت و ایدئولوژی ظاهر شود. ایدئولوژی قدیم غریزی و کلی بوده است و در حالت اجمالی خود به طور خود کار عمل می نموده است تا آنکه در طی قرون متمادی و در نزد اقوام و ملل مختلف، ایدئولوژی رفته رفته معلوم و مستثمر شده و در منطق و مفهوم امروزی اختصاص به فلسفه سیاسی و معیار فکری که حاکم بر افکار و اعمال اجتماعی می باشد پیدا کرده است.

انسان به طور کلی در جهت استثمار و اختیار و انتخاب پیش می رود و می خواهد شخصا از روی آگاهی و آزادی روش خود را اتخاذ نماید. اطلاع و بررسی تلاش هایی که افراد و اقوام مختلف مخصوصا غربی ها در قرون جدید و معاصر، در این راه کرده اند می تواند منبع سرشاری برای معرفت و عبرت ما باشد.( بعثت و ایدئولوژی مقدمه)

بازرگان همانند بسیاری از اندیشمندان و کارگزاران سیاسی بحث های زیادی را در زمینه های مختلف اندیشه سیاسی ارائه داد و تلاش کرد این مفاهیم را همراه کند و خط سیاسی تفکر دینی را مشخص نماید. برای پرداختن به مبانی شخص بازرگان چند اصل از اصول ایدئولوژی او را شرح می دهیم تا بتوانیم شمای کلی از شخصیت او ارائه دهیم.

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 12:4  توسط سجاد معین فر  | 
 
  بالا